نقد سریال استودیو (Studio) | تک‌دوربینِ جسور و زنده

نقد سریال استودیو

به جرئت می‌توانم بگویم یکی از باکیفیت‌ترین سریال‌هایی که دیده‌ام استودیو است. کاری است بسیار جسورانه که احتمال نشدنش از موفقیتش بیشتر به نظر می‌رسد، ولی استودیو شده.

بگذارید خیلی خلاصه بگویم چرا شگفت‌زده‌ام. ماجرا درباره‌ی یک مدیر استودیو فیلم‌سازی در هالیوود است، و دستاورد درخشانِ سریال این است که حالی‌مان می‌کند زیستنِ این زندگی چه حسی دارد و چطور تجربه‌ای است.

بزرگ‌ترین جسارتش این است که موضوعش را اصلا سردستی نمی‌گیرد. سریالْ گزارش یک زندگی نیست، خودِ زندگی است. کل فیلم تنها با یک دوربین فیلم‌برداری شده، و این یعنی بسیاری از صحنه‌ها بلندند و کمترین میزان برش را خورده‌اند. قسمت دوم، که ماجرای فیلم‌برداری یک تک‌برداشت را روایت می‌کند، خودش یک تک‌برداشت بلند است؛ چیزی حدود ۲۵ دقیقه در محیطی بسیار شلوغ یک‌نفس فیلم‌برداری شده.

و این‌که تنها یک ‌دوربین بی‌وقفه دوره بیفتد پشت سر چند شخصیتِ خل‌وضع، صرفا یک بازی فرمی نیست، معنی دارد و تجربه خلق می‌کند. این تک‌دوربینِ جسور و بی‌قرار، شخصیتِ جاه‌طلبش را نمایندگی می‌کند، و بی‌پرده و بی‌سانسور دنیای آشفته‌ و فریبکارانه‌ی مَت را به تصویر می‌کشد.

مَت مردی است میانسال و رویاباف و پادرهوا. یکی از هزاران پاشنه‌آشیلش این است گیر کرده میان انجام کارِ درست و چیزی که دنیا ازش می‌خواهد و با این گیر کردنش دارد یک استودیو چند صد میلیون دلاری و البته زندگی خودش را به گند می‌کشد.

سِت روگن در این نقش درخشان است، همان‌طور که برایان کرنستن در نقش والتر وایت فراموش‌نشدنی بازی کرده. ضمنا خودِ برایان کرنستن هم در این سریال حضور دارد و آن هم چه حضوری!

و در نهایت، باید به‌تان هشدار بدهم که هر لحظه امکان دارد از خنده منفجر شوید. من که یادم نمی‌آید آخرین بار با کدام فیلم و سریال این‌قدر بلند و کش‌دار خندیده بودم.

فقط باید تاکید کنم همان‌قدر که ساختن این سریال سخت بوده، دیدنش هم چندان ساده نیست؛ ریتم پرشتابش تمرکز می‌خواهد.

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.